کشتی مسجدسلیمان

کشتی مسجدسلیمان

غلامرضا محمدي -در كشتي به حقم نرسيدم -عكس يوردانوف را روي كتابهايم مي‌چسباندم

غلامرضا محمدي و تيمش در رقابت‌هاي جهاني استانبول قدرت كشتي آزاد ايران را به رخ جهان كشيدند و اگر يكي دو اتفاق كوچك نمي‌افتاد، اين تيم مي‌توانست پس از چند سال بر سكوي نخست جهان بايستد.

سرمربي تيم ملي كشتي آزاد با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران به مرور خاطرات دوران كشتي‌گيري و همچنين مربي‌گري اش پرداخت و البته پاسخگوي برخي انتقادات و مسائل مطرح شده پيرامون تيم ملي كشتي آزاد بود.

متن گفت‌وگو با دارنده چهار مدال نقره و برنز كشتي آزاد جهان و سرمربي كنوني تيم ملي كشتي آزاد را در ادامه مي‌خوانيد:

- در ابتدا از ورود خود به دنياي كشتي بگوئيد؟

* سالهاي 63- 64 بود كه به سمت كشتي آمدم. برادر بزرگم و عمويم كشتي گير بودند. در واقع خانوادگي از جنس كشتي بوديم و من هم آرام آرام علاقه‌مند شدم. كشتي را از خرم آباد و سالن شهيد انوشيروان رضايي شروع كردم. دو نفر در دوران كشتي‌ام كمك زيادي به من كردند. يكي، محمد حسين شفافي بود كه در آن اوايل كشتي‌ام زحمت زيادي برايم كشيد. فرد ديگري كه سالهاي بعد ياور هميشگي‌ام بود و در خيلي جاها مشكلاتم را حل مي‌كرد، بابك اسدي بود. اين دو نفر تاثير زيادي بر روي من گذاشتند. البته از منصور برزگر هم كه سالها مربي ام در تيم ملي بود تشكر مي كنم.

- اولين مدال بين المللي را در كدام مسابقات گرفتي.

* 21 سال پيش يعني در سال 1990 براي اولين بار به عضويت تيم ملي جوانان درآمدم. در آن سال براي اولين بار بود كه در مسابقه‌اي برون مرزي كشتي مي گرفتم كه در همان سال اول قهرمان جوانان جهان شدم. آن موقع حسين معاونيان كه از آدم‌هاي سالم و فني كشتي است، سرمربي تيم ما بود. در كل استانبول براي من خوش يمن بوده است. سال 1990 قهرمان جوانان جهان شدم، در سال 1994 مدال جهاني‌ گرفتم و حالا هم به عنوان سرمربي نايب قهرمان جهان شده‌ايم. همه اين اتفاقات براي من در استانبول رقم خورد.

- دوران قهرماني شما مصادف شد با دوران يكي از نوابغ كشتي جهان يعني والنتين يوردانف بلغاري كه 12 مدال جهاني و المپيك از جمله هشت مدال طلا را در ويترين افتخاراتش دارد.

* من به دوران اوج يوردانوف خوردم. او قبل از سال 1993 مدال هاي نقره و برنز هم مي گرفت، اما از سال 1993 تا المپيك آتلانتا فقط قهرمان شد. او در سبك وزن جزو يكي از سه كشتي گير برتر قرن بود. يوردانوف يك نابغه و كشتي‌گيري استثنايي بود. دو فينال مسابقات جهاني با او كشتي گرفتم و حالا هم او رئيس فدراسيون كشتي بلغارستان است. در آن زمان چند نفر بوديم كه روي سكوها بالا پائين مي‌رفتيم. يكي يوردانوف بود، ديگري زيك جونز كه الان سرمربي آمريكا است و يكي هم ناميك عبدالله‌اف كه اخيرا عضو هيئت رئيسه فيلا شده است.

- چرا در المپيك 1996 آتلانتا مدال نگرفتيد؟

* بعد از سه سال حضور در مسابقات جهاني و مدال گرفتن، بايد آنقدر از لحاظ روحي آماده مي‌شدم كه بزرگي المپيك و افتخار جاودانه آن را متوجه مي‌شدم. در آتلانتا دو كشتي را بردم، اما در كشتي سرگروهي با ناميك عبدالله‌اف به يك لحظه غفلت و كم‌كاري خودم باختم. بعد از آن خيلي راحت مي‌توانستم مدال برنز بگيرم، اما بسيار بي تفاوت كشتي گرفتم كه خودم را هيچوقت نمي‌بخشم. بايد بعد از باخت اول، جمع و جور مي‌شدم كه نشدم. ماميروف قزاق يا مونگوش روس را قبلا خيلي راحت برده بودم. اگر ذهنم روشن مي‌شد، مطمئنا كمترين حقم مدال برنز المپيك بود، اما نمي دانستم دنبال چه چيزي هستم. ارزش مدال المپيك در آنجا برايم معنا نشده بود.

- برويم به مسابقات جهاني 1998 تهران و آن اتفاق تلخ در نيمه نهايي مقابل ناميك عبدالله‌اف. در تهران بهترين فرصت را براي رسيدن به مدال طلاي جهان داشتيد.

* در كشتي اتفاقاتي مي افتد كه قابل پيش بيني نيست. البته پس از باخت به عبدالله‌اف خيلي تلاش كردم تا مدال برنز را بگيرم و نمي خواستم آن را از دست دهم. آن مسابقات جهاني در ذهن همه مردم است. در سال 1998 يك تيم استثنايي بوديم و همه كشتي گيران براي خودشان ستاره بودند. در جهاني 98 پس از 33 سال قهرمان جهان شديم. آن موقع، دوران طلايي كشتي ما پس از انقلاب بود. سالها از آن مسابقات مي‌گذرد و هنوز هم مردم آن را به ياد دارند. دو سال پيش يك خانواده اي را ديدم كه گفتند وقتي آن اتفاق برايت افتاد و كشتي را باختي خيلي گريه كرديم. در آن سال مدال طلا را مردم به من دادند.

- اما مسابقات جهاني 1999 پاياني بود بر حضور شما در تيم ملي.

* در آن سال بد وزن كم كردم و مريض شدم. عفونت تمام بدنم را گرفته بود. با اين وجود سهميه المپيك را گرفتم. البته در جام‌هاي جهاني99 اسپوكن و 2001 بالتيمور هم خيلي خوب كشتي گرفتم و اول شدم. پس از سال 1999، 2-3 سال هم تمرين مي كردم و هم مربي بودم. المپيك سيدني حق من بود، اما مرا نبردند. شك نكنيد يكي از بدترين خاطراتم نرفتن به المپيكهاي سيدني و آتن بود. بعد از هفت سال بايد ثمره كارم را در اين دو المپيك مي ديدم. براي آتن حتي مسابقه انتخابي گذاشتند و من اول شدم، اما باز هم مرا نبردند.

- در دوران كشتي‌گيري به حق خود رسيديد؟

* با چهار مدال جهاني به حقم نرسيدم، اما هميشه خدا را شكر مي‌كنم. در زندگي زياد بالا و پائين شده‌ام. آنهايي كه كشتي را مي‌فهمند مي‌دانند كه در كشتي حقم بيشتر از اينها بود.

- در نوجواني الگوي فني داشتيد؟

* وقتي مدرسه مي‌رفتم روي جلد كتابهايمان عكس مي‌چسبانديم. در آن زمان مجله دنياي ورزش عكسهاي رنگي چاپ مي‌كرد كه يكشنبه ها به خرم‌آباد مي‌رسيد. عكس روي جلد كتاب من والنتين يوردانوف بود. حالا تصور كنيد دوران دبيرستان كجا و دو بار كشتي گرفتن با يوردانوف در فينال مسابقات جهاني كجا.

- چطور وارد مربي‌گري شديد؟

* من در سال 2003 براي اولين بار مربي تيم ملي بزرگسالان شدم. چند سال هم مربي تيم پاس در ليگ كشتي بودم. قبل از سرمربي‌گري تيم ملي بزرگسالان در سال 2009، يك سال سرمربي تيم ملي نوجوانان بودم كه آن تيم با يك نتيجه استثنايي قهرمان آسيا شد.

- به امروز برگرديم. نايب قهرماني جهان در مسابقات 2011 استانبول نتيجه اي درخشان بود، اما حسرت اين را نخورديد كه قهرماني را از دست داديد؟ استانبول فرصتي بود تا پس از چندين سال روسيه را به زير بكشيم.

* اگر ارزش هاي انساني و جوانمردي را در نظر نمي‌گرفتيم، مي توانستيم قهرمان جهان شويم. نخواستيم قهرماني را به هر قيمتي به دست آوريم. اگر مهدي تقوي به كشتي‌گير كوبا مي‌باخت، ملي‌پوش روسيه حذف مي‌شد و تقوي هم در نهايت برنز مي‌گرفت. در اين شرايط از ما دو امتياز كم مي‌شد، اما از روسيه شش امتياز و ما قهرمان مي‌شديم، اما اين كار را نكرديم. ما مدال طلاي تقوي را ترجيح داديم چون قهرماني بايد واقعي باشد. در استانبول، لياقت ما از هر تيمي براي قهرمان شدن بيشتر بود.

- به نظر مي‌رسيد شرايط تيم ملي در استانبول بسيار متفاوت از مسابقات جهاني سال قبل در مسكو بود.

امسال تيم ما بدون حاشيه بود و همه يك هدف داشتيم. در تاريخ براي پنجمين بار نايب قهرمان جهان شديم و از لحاظ رنگ مدال هم بهترين نتيجه مسابقات خارج از خانه از سال 1970 تا به حال را گرفتيم. مدال وزن 55 كيلوگرم هم برايمان حسرت شده بود اما پس از 10 سال به آن رسيديم.

- تجربه نشان داده المپيكها ميداني ديگر هستند و نبايد آن را مانند مسابقات جهاني دانست.

* ما نبايد مغرور شويم و در باد اين پيروزي بخوابيم. بايد بيشتر كار كنيم چون المپيك سخت تر است. البته المپيك را هم نبايد آنقدر بزرگ كنيم كه روي عملكرد كشتي‌گيرانمان تاثير منفي بگذارد و نتوانند كشتي خود را بگيرند ولي ارزش مدال المپيك را هم بايد درك كنيم. خوشبختانه كشتي‌گيرانمان در عين جواني با تجربه هم هستند. تقوي و يزداني در المپيك قبلي كشتي گرفته اند و صادق گودرزي سه سال است كه مدال جهاني مي‌گيرد. حسن رحيمي هم در عين جواني سه دوره مسابقات جهاني را تجربه كرده است.

- در مورد ادامه دادن فردين معصومي به كشتي صحبتي با او نداشته‌ايد؟

* وظيفه خودم مي‌دانم به عنوان سرمربي، در شرايط سخت از كشتي‌گيرم حمايت كنم، ولي واقعيت را نبايد فراموش كرد. كشتي يك ورزش آماتور است و نمي‌توان كسي را مجاب كرد كه ديگر نباشد. اين حق را نمي‌شود از فردين معصومي يا هر كشتي‌گير ديگري گرفت. البته جوان‌ها هم بايد شايستگي خود را ثابت كنند. به آذرشكيب و كميل قاسمي ميدان زيادي داده‌ايم، ضمن اين كه جوانهاي خوبي هم مثل پرويز هادي و جابر صادق زاده را هم داريم. حضور فردين معصومي انگيزه‌اي است براي اين جوانها. در نهايت ما بهترين و شايسته ترين فرد را انتخاب مي‌كنيم.

- فيلم كشتي مصطفي آقاجاني با قزاقستان را ديده‌ايم. كشتي گير قزاق زير مي‌گيرد ولي آقاجاني فقط تلاش مي‌كند سر حريف را از دنده‌هايش دور كند. وقتي هم كه خاك مي‌شود ديگر نمي‌تواند ادامه دهد. از اول مسابقه هم به نظر مي‌رسيد كه او نمي‌تواند كشتي خودش را بگيرد. كشتي‌گير كه با زير يك خم حريف دنده‌اش فرو نمي‌رود. انصافا آقاجاني از قبل مصدوم نبود؟

* يك كشتي‌گير نشان دهيد كه در دوران تمرين آسيب ديده نباشد. او چند وقت قبل دنده‌اش آسيب ديده بود اما پس از رفع مصدوميت با تائيد پزشك تمرين كرد. آقاجاني در كشتي اول حريف چغر و سرسخت هندي را برد و هر اتفاقي افتاد در همان كشتي با قزاقستان بود. اين كه يك آسيب ديده را به مسابقات جهاني ببريم، چنين چيزي نبوده و به عنوان سرمربي اگر بدانم يك كشتي‌گير آسيب ديده، آن وزن را خالي بگذارم بهتر است.

- سال قبل، مسابقه انتخابي نداشتيم و لطمه خورديم. امسال دوباره انتخابي برگزار شد. وضعيت براي المپيك لندن چگونه است؟

* سال قبل شرايط طوري شد كه انتخابي نگذاشتيم. امسال مسابقات انتخابي را به چند تورنمنت ترجيح داديم كه از ما ايراد هم گرفتند. اما براي المپيك هم شرايط با اين دو سال فرق مي‌كند و هنوز هيچ چيز براي مسابقه انتخابي گذاشتن مشخص نيست.

المپيك در مرداد برگزار مي‌شود. قبل از آن گزينشي فنلاند در خرداد، گزينشي چين در ارديبهشت، جام جهاني در ارديبهشت، گزينشي آسيا در فروردين، جام تختي در اسفند و قهرماني آسيا را در بهمن داريم. علاوه بر اين مسابقات آزمايشي در لندن، ليگ و تورنمنت‌ها را هم داريم. شما بگوئيد در اين شرايط چه تصميمي بگيريم.

- اما فقط در سه وزن سهميه نداريم و شايد در همان گزينشي اول در فروردين سهميه ها را بگيريم و كار به مسابقات بعدي نكشد.

* اگر در گزينشي اول در قزاقستان هر سه سهميه را بگيريم دستمان باز مي‌شود و مي‌توانيم بهتر برنامه‌ريزي كنيم. در واقع بايد دو برنامه بريزيم؛ يكي براي سه وزني كه سهميه ندارند و برنامه ديگر براي چهار وزني كه سهميه المپيك گرفته‌ايم.

ـ قبل از مسابقات جهاني مسكو اردوهاي طولاني‌تري داشتيم. اما امسال اردوها كوتاه‌تر شدند. قبول داريد اردوهاي طولاني قبل از مسابقات مسكو تاثير منفي روي تيم گذاشت؟

* قبل از مسابقات جهاني مسكو به گرجستان، باكو و لهستان رفتيم و مجبور بوديم اردو بگذاريم، شرايط آن سال متفاوت بود. امسال برنامه ديگري ريختيم ضمن اين كه اردوهاي امسال تنوع و شادابي داشت. اردوي خرم آباد بسيار تاثيرگذار بود. حتي سالن‌ تمرين هم شلوغ مي‌شد و اين موضوع بچه ها را دلگرم مي‌كرد. اگر در تمرينات تنوع و شادابي نباشد، ملي پوشان خسته مي‌شوند. روح كشتي‌گيران آماده نباشد، تاثير بسيار بدي بر روي عملكردشان مي‌گذارد. در همين جا از مردم خونگرم لرستان و همچنين مسئولين و هيات كشتي استان براي ميزباني خوبشان تشكر مي‌كنم.

ـ قبول داريد كه تيم روسيه ضعيف‌تر از قبل شده بود؟

* نمي‌توانيم بگوييم روسيه ضعيف شده است. چرا نمي گويم بقيه بهتر شده‌اند؟ پورتوريكو، ونزوئلا و نيجريه‌ هم مي‌آيند مدال و سهميه المپيك مي‌گيرند. آمريكا هم امسال خيلي خوب شده بود، اين نشان مي‌دهد كه بقيه بهتر شده‌اند. روسها قبل از المپيك بهترين‌هايشان را به مسابقات جهاني آورده بودند. البته تيم ما هم نسبت به گذشته پيشرفت داشته و روسها متوجه شده‌اند كه ديگر نمي‌توانند به راحتي قدرت مطلق باشند. به شرطي كه ما هم در باد پيروزي نخوابيم. البته با پشتوانه سازي هايي كه شده است معتقدم دوران خوب كشتي ما پس از المپيك دوباره شروع خواهد شد.

ـ سال قبل گفته بوديد اگر فدراسيون كشتي حتي نصف قرارداد ليگ را بپردازد، حاضريد در ليگ مربي‌گري نكنيد، اما امسال كميته المپيك به سرمربي 60 ميليون تومان و به مربيان حدود 36 ميليون تومان براي يك سال پرداخت مي‌كند، ولي باز هم سرمربي و مربيان كشتي آزاد را در ليگ مي‌بينيم. چرا اين طور است؟

* اول از همه اين كه حضور مربيان تيم ملي در ليگ نظر رييس فدراسيون است. از طرف ديگر مطمئن باشيد كه ما مربيان حرفه‌اي هستيم و ثابت هم كرده‌ايم كه در ليگ نگاه ما ملي است و اگر مربيان تيم ملي در ليگ حضور داشته باشند بهتر مي‌توانند كشتي‌گيران را حفظ كنند.

ـ گفته مي‌شود كه مربيان تيم ملي از قدرت خود در جذب كشتي‌گيران براي تيم‌هاي باشگاهي استفاده مي‌كنند و كشتي‌گيران مي ترسند كه به تيم‌هاي ديگر بروند.

* اين چيزها كذب محض است. من حتي با اين كه به تيم باشگاهي‌ام تعهد دارم هيچ گاه روي صندلي مربيگري نمي‌نشينم و شان و حرمت مربي تيم ملي را حفظ مي‌كنم. هيچ كشتي گيري از من نمي‌ترسد و ما هيچ كشتي گيري را تهديد نمي كنيم. البته در بحث تيمي رايزني و دادن پيشنهادات بالاتر طبيعي است، اما اين مسايل مطرح شده حقيقت ندارند. كشتي‌گير در انتخاب تيمش نگاه مي‌كند كه كجا راحت‌تر است و كجا پول بيشتري مي‌دهد. چرا اين طور نمي‌گوييد كه شايد آن‌ها پيش مربيان تيم ملي بهتر تمرين مي‌كنند و با توجه به اين مسئله تصميم گيري مي كنند. سال قبل مگر يزداني يا تقوي در تيم ما بودند؟

ـ چند ماه قبل در مورد سفر به آمريكا حاشيه‌هايي به وجود آمد. شما اعلام كرديد كه سفر شخصي بوده، اما چرا دو ملي پوش را به همراه خود به آمريكا برديد؟ آيا اين كار با گفته شما كه اعلام كرديد اردو را تعطيل مي‌كنيد تا شرايط براي كشتي‌گيران برابر باشد، منافات نداشت؟

* يكي از دانشگاه‌هاي آمريكا از من، محسن كاوه، گودرزي، يزداني و تقوي به اسم دعوت كرده بود تا به آمريكا برويم كه تصميم‌گيري هم با خود كشتي‌گيران بود. تقوي نيامد، اما دو كشتي‌گير ديگر به آمريكا سفر كردند. اين مساله دست من نبوده است و هنوز هم مي گويم كه اين سفر شخصي بوده است. تنها صحبتي كه با كشتي‌گيران داشتم اين بود كه به آنها گفتم خودتان تصميم بگيريد، ولي در هر شرايطي بايد در مسابقات انتخابي كشتي بگيريد.

ـ آيا كادر فني براي المپيك انتخاب شده است؟ تغييراتي در كادر مربيان خواهيم داشت؟

* در حال حاضر اردوي تيم ملي نداريم. اما هر جا كه احساس كنيم نياز به تقويت است، به عنوان سرمربي و با حمايت رييس فدراسيون و براي حفظ منابع ملي ممكن است دست به هر تغييري بزنيم. در حال حاضر هيچ تصميمي در اين رابطه گرفته نشده است.

ـ چند شانس مدال براي المپيك لندن متصور هستيد؟

* يك چيزهايي در ذهنم است كه آنها را پيش خودم نگه مي دارم، اما مي‌توانم بگويم كه پيروزي در مسابقات جهاني استانبول مي‌تواند مقدمه خوبي براي المپيك لندن باشد. ما به عنوان يك مدعي به المپيك مي رويم و سعي مي‌كنيم كه به يك نتيجه‌ تاريخي برسيم. شايد يكسري اتفاقات غير قابل پيش‌بيني و يا زد و بندهاي در پشت پرده باشد كه اين ديگر دست ما نيست، اما به اين خود باوري رسيده‌ايم كه مي‌توانيم نتايج خوبي بگيريم.

ـ حرف پاياني

* از دكتر عباسي، وزير ورزش و همچنين آقاي افشارزاده دبير كميته ملي المپيك به خاطر حمايت‌هايي كه از كشتي داشته و خواهند داشت، تشكر مي‌كنم. همچنين بايد از خانواده، همسر و دو فرزندم كه هميشه دوري من را تحمل مي‌كنند و در اين شرايط سخت ياور و پشتيبان من هستند، قدرداني كنم.

** افتخارات غلامرضا محمدي

1990: قهرمان جوانان جهان در وزن 50 كيلوگرم

1993: برنده مدال نقره جهان در وزن 52 كيلوگرم

1994: برنده مدال برنز جهان در وزن 52 كيلوگرم

1995: برنده مدال برنز جهان در وزن 52 كيلوگرم

1996: نفر پنجم المپيك آتلانتا در وزن 52 كيلوگرم

1996: قهرمان دانشجويان جهان در وزن 52 كيلوگرم

1997: قهرمان ارتش‌هاي جهان در وزن 58 كيلوگرم

1997: برنده مدال برنز آسيا در وزن 54 كيلوگرم

1998: برنده مدال برنز جهان در وزن 54 كيلوگرم

حضور در پنج دوره جام جهاني و يك دوره بازي هاي آسيايي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط   |